وصیتنامه بنده حقیر، محمد رحیم (افضلی) فرزند محمد اسلم درمانده به عفو و رحمت الهی، دعای خیر و بخشش شما دوستان مسلمین، مؤمنین و مؤمنات
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
با ایمان به توحید و معاد و انبیای الهی و حضرات معصومین علیهمالسلام و اقرار به جایگاه مقربان الهی و اساتید ربانی و اولیای بزرگوار که رحمت خدا بر ارواح طیبه آنها باد.
درماندهٔ رفته از جمع شما، سرورانی که هنوز فرصت دارید و میتوانید با استفاده از ذکر و شکر الهی قدردان نعمات او بوده و شاکر باشید که برای شما فرصت داده است تا با استفاده از آن یاد خدا نموده و در اندیشه نجات مردم باشید. چیزی که این بنده درمانده و نادم میتوانستم اما از آن غفلت کرده و استفاده بهینه ننمودهام، شکران الهی بوده است که شرمندهام.
و اینک که در دیار خاموشان و درماندگان، همچون درمانده و شرمندهای بیش نبوده و نیستم و بهجز توکل و امید به رحمت و غفران خدا و ایمان به حقانیت دینی که خدا برای ما انتخاب نموده است نداشته و ندارم.
اگر چیزی باشد که باعث نجاتم گردد جز ایمان به اسلام و امید به رحمت خدا و حقانیت کتاب خدا و نبی مکرم اسلام و حضرات معصومین و اولیاء الهی و عنایت به اراده الهی نبوده و نیست.
آنچه مهم بوده و است، بودن و رفتن در این راه بوده و است. این بنده درمانده در راه، با توکل به خدا و امیدوار به رحمت او، اگرچه خطاکار و غافل بودهام، اما اسلام را باور داشته و میخواستم با اعتقاد و عمل به او زندگی کنم.
این امید را دارم که مورد رحمت بیپایان او و شفاعت حضرات انبیای الهی، اولیا، اوصیا و معصومین قرار بگیرم انشاالله.
اما بعد:
آنچه را من باب وصیت لازم میدانم، نه ازآنجهت است که خانواده و دوستانم نمیدانند، زیرا خود را در حد وصیت نمیبینم و نمیدانم، چون خود گنهکارتر از همه شما میباشم.
وصیت من ازآنجهت است تا عبرتی باشد که روزی اینچنین درماندهترین درماندگان، چشمانتظار به رحمت الهی شده که هم سخت است و هم تلخ، هم شیرین است و هم گوارا، بناً تأکید بر پاکی جسم و جان لازم است.
پاکی جسم:
ازآنجهت که با رعایت ظواهر اسلامی میتوان جسم را ز هر نوع آلودگیهای مادی نجات داد و چه بسی که با رعایت آن محبوب مردم و مثل خوب باشیم.
پاکی جان:
ازآنجهت که جان و روح انسان تأثیرپذیر از رعایت ظواهر زیبای انسان گردیده و چه بسی که بر زندگی باطنی، اثر گذاشته و باعث نجات انسان میگردد، زیرا جان و روح عالیترین و قیمت بهاترین چیزی است که اگر چنانچه بدانید با آن معامله نخواهید کرد.
اما فرزندانم:
شما را به یاد خدا و شکرگزاری نعمتهای او که خود یاد اوست دعوت میکنم.
بدانید که یاد عنایت الهی و شکرگزاری نعمتهای او بزرگترین نعمت اوست که همواره دوست داشتم به یاد او و نعمتهای او زندگی را رقم بزنید و از او شاکر بوده و خوب استفاده کنید. اینجانب درماندهای، بودم و هستم که با وجود خوبی و احترام همیشگی شما نتوانستم شکرگزار نعمات او باشم.
اما شما را توصیه مینمایم با استفاده بهینه از زندگی حضرات انبیای الهی بهخصوص معصومین علیهالسلام زندگی را سروسامان داده و با کشف و چگونگی زندگی مناسب آنها زندگی متناسب به زمان خود را کاربردی نمایید.
اندیشه مالومنال از لازمه زندگی است اما زراندوزی، جمعکردن مال و دلبستن به آن که حق دیگران در آن نهفته باشد، نه شایسته شماست و نه شما شایسته آن میباشید. زیراکه فاجعه آور و دردسرساز است. از مال و امکانات دنیا همان اندازه استفاده کنید که آبروی شما نریزد. بدانید که حفظ آبرو غیر از امکانات داراییهای مادی است. چه بسی که امکانات مادی، باعث آبروریزی و لطمه شما در دنیا و آخرت گردد اگر چنانچه امکاناتی از این ناحیه نصیب شما شد که میشود، بدانید که حقوحقوق دیگران در آن است و خواهد بود حتی اگر از راه کسب و تلاش سالم و حلال به دست آورده باشید. سعی کنید که حقوحقوق مستمندان مستحق را برسانید که این سزاوار بندگان شایسته خداوند است.
اینجانب اعلام میکنم روزی که به دنیا آمدم دستم خالی بود و روزی که در ایران اسلامی هجرت نمودم تابه مبارزه اسلامی ادامه داده و جهاد را به پیروزی برسانیم و شاهد شکست دشمن متجاوز و تشکیل حکومت اسلام ناب محمدی باشیم و یا با تحقق نظام مبتنی بر اندیشه امام راحل در افغانستان و ایران وجهان موفق شویم. باز چیزی نداشتم. قبل از ازدواج هم چیزی نداشتم، بعد از آن هم چیزی ندارم و اینک که از دنیا رفته چیزی ندارم، جز چند عدد کتاب و یادداشتهای آنهم در صفحه کامپیوتر!
فرزندانم
بپذیرید که شصت سال قبل از امروز نه حکومت همچون حکومت اسلامی ایران و نه انقلاب همچون انقلابی بود که امروزه بعضی فرصتطلبان بلهوس و چاپلوس، یکشبه انقلابینما و مبارز خسته ناپذیر شدهاند از انقلاب و اسلام میخورند و چه بسی که به اسلام اعتقاد ندارند.
در آن روز هدف فقط اسلام و تحقق آن بود، امکانات ما فقط ایمان به خدا و باور قاطع به پیروزی آن بود و به چیزی جز ارزشهای انسانی و اسلامی نمیاندیشیدیم. همه چیز برای خدا و اهداف بزرگ الهی آنهم به دور از توقع بود.
جلب و جذب افراد تنها دلخوشی و ثمره تلاش ما بود، روزهای بود فراموش ناشدنی. هیچ چیزی آن شبیه امروز نبوده و نیست. نه مبارزه و نه مبارز و نه صحبت از مبارزه، نه مسئولیت و نه مسئول و نه ارتباط و نه اعتماد و نه هیچچیز امروز مثل آن روز بود.
اما بودند جمعی از یارانی که یا به رحمت خدا رفتهاند و یا بینام در گوشهای نشسته و با آرامش خاطر و ایمان به خدا و رحمت حق در حال رفتن از دیاری هستند که عمری را در آن سپری نمودهاند.
اینجانب لحظهٔ در اندیشه غیر از پیروزی مسلمین و اعتقاد به اسلام و عشق به خاندان عصمت و طهارت نبودهام. به همین دلیل دوستان میگفتند و بعضاً هنوز هم میگویند: شما هر گز تغیر نکردهاید. خانواده و دوستانم اکثراً خوشباورم میدانستند.
انتخاب توحید به منزله روندگان طریقت ابراهیمی بر خواسته از عشق ما به اسلام ابراهیمی بوده است که بهواسطه نبی مکرم اسلام در مدینه پیامبر عملی شده است و اگر قرار باشد که توفیق تحقق حکومت اسلامی را دریابیم باورم این است که راه توحید و آرمان انبیای الهی از ابراهیم تا محمد و از محمد تا مهدی راه یکی بوده واست و خواهد بود.
مضافاً چیزی که یکبار در زمان پیامبر اسلام عملیاتی شده است اگر چنانچه افراد و شخصیتها در هر زمان بخواهند احکام اسلام را کاربردی و عملیاتی نمایند میتوانند مثل اسلام زمان رسولالله باشند.
حقیقت امر اصول و ارزشهای انسانی مبتنی بر باورها طبیعی، همسو وهم جهت با اراده الهی است و این امر ممکن نمیگردد مگر رعایت اصول و باور به عنایت الهی و تحمل یکدیگر و گذشت نسبت به یکدیگر.
سلسله ابراهیمیان بهخصوص خاندان عصمت و طهارت پیش قراولان سیره رسولالله بودهاند که هدفی جز هدایت انسانها نداشته و برای این منظور گذشت، ایثار و شهادت را انتخاب نمودهاند.
مطلبی بهعنوان از مباهله تا غدیر و از ثقیفه تا کربلا را منباب اعتقاد خود دررابطهبا امت اسلامی بهصورت جزوه مستقل تحریر نمودهام تا امت اسلامی با یک بازنگری دقیقتر از آن در محور اسلام وحی (کتابالله و عترتی) به اهداف بزرگ رسول خدا نایل آیند انشاءالله.
هرگز فراموش نکنید که توحید با رعایت اصول و همسوییهای طبیعی و ذاتی در رابطه با باور به خدا نسبت به سایر انسانها و با برگزاری نمازهای پنجگانه در رابطه با مسلمین ممکن میگردد. چه بسی که باور به خدا و برپایی نماز، بنای اصلی موحدینی ایست که ایمان به توحید دارند.
این توفیقی است که برای هرکس ممکن نمیگردد. مگر کسانی که باور پیدا میکنند.
میزان پایبندی به نماز مساوی به میزان یاد خداست و میزان یاد خدا بستگی به تفکر متمرکز ماست. شناخت خدا ممکن نمیگردد مگر اینکه به تلاوت آیات و نشانههای او پرداخته شود. اگر چنانچه به مطالعه آیات و نشانههای او عمیق شدید توفیق درک تزکیه و تعلیم و حکمت را خواهید یافت. انشا الله.
اعتقاد به همدلی و وحدت امت اسلامی (مذاهب اسلامی) با ایمان و شناخت اسلام، پیامبر خدا و محبت به اهلبیت او بهترین باب و ورود به اسلام عملی میباشد.
حکمت ظاهر نمایش نزول آیه مباهله تثبیت اسلام به نسبت ادیان و نبی مکرم اسلام حضرت محمد ابن عبدالله به نسبت سایر انبیای الهی بوده است.
اما حکمت پنهان آن تثبیت زحمات پیامبر اسلام و خاندان پیامبر و اهلبیت او بوده است. تا مسلمین به خطا نرفته حقیقت استراتژی کوتاهمدت و درازمدت اسلام را در روشنایی رهبری و اطاعت از آنها کاربردی و عملیاتی سازند.
بحث ظهور امام موعود که از تبار رسولالله و سلسله ابراهیمی است یکی از مسائل قابلتأمل و تفکر است. عنوان کردن موضوع انتقام بهخصوص در رابطه با وارث برحق رسول گرامی اسلام نه معنی کشتن و بستن است.
اینجانب در رابطه با انتقام نهتنها نفی ظلم و ظالم و خشکانیدن ریشههای اصلی وسوسههای نفسانی و شیطانی را میبینم که تعلیموتربیت الهی افراد صالح را مشاهده میکنم.
انتقام به معنی تربیت خداگونه انسان در زمین و نفی هرآنچه غیر صفات الهی است میباشد.
رسالت امام موعود چیزی جز این نبوده و نیست. هم چنانکه هدف انبیاء الهی و حضرات معصومین و عرفای کامل و علمای عامل و فقهای عادل و اساتید ربانی و متفکرین مستقل از هوای نفسانی و کید شیطانی چیزی جر تربیت و تعلیم انسانها نبوده است.
اینجانب باور دارم که حضرت انتقام را با تعلیموتربیت انسانها و نفی صفات رذیله از همه انسانها حتی جنود شیاطین و لشکریان طاغوت و وسوسههای نفسانی و شیطانی ابلیس و ابلیس صفتان محقق میسازد.
بهعبارتدیگر وقتی نفس سرکش انسانها تربیت و مهار گردید، همگی نهتنها محجوب وبا حیا میگردد که فریبخوردگان ابوسفیان و ابولهب و ابوجهل نادم از اطاعت خودشان و مخالف خباثت آنها میشوند و چه بسی که سفیانیهای عصر ما، القاعده و داعش و طالب به تعلیمات الهی رجوع کنند به این معنی که نهتنها ستمگر و متجاوزی در زمین نباشد که هیچ ستمکشی هم پیدا نخواهد شد.
باتوجهبه عنایت و وعده الهی میتوان گفت: انتقام اصلی آن روز است. مطمئن باشید که این انتقام هم شدنی است و هم دیدنی و تا زمانی که بساط ظلم و بیعدالتی و فتنه در زمین باشد صحبت از انتقام خواهد بود.
بناً این انسانها میباشند تا تصمیم جدی بگیرند که برای انتقام از حسودان و دشمنان انسان و رسولان الهی زمینهساز تعلیم و هدایت خود و دیگران باشند و تا زمانی که انسانها از جهالت و دشمنی با خدا و رسول دست برندارند ظهوری در کار نمیباشد …
اما دوستان و آشنایان:
ازهمه دوستان و آشنایانی که افتخار دوستی با آنان را داشته و دارم امیدوارم از تندیها و کندیهای که به نسبت آنها از من سرزده است و یاحقی در گردنم داشته باشند که من در اجرای آن قصور و یا کوتاهی نموده باشم عفو میخواهم تا از سنگینی باری که بر دوشم دارم کاسته شود.
دعای خیر توأم با عفو و بخشش شما برایم بهخصوص آن عده کسانی که به نسبتشان کوتاهی نمودهام مهمترین قسمت دغدغه من است.
روح پدرم شاد که با رفتن در حسینیه و مسجد مرا راهنشان داد که راه جز این نیست. دیر و یا زود خواهیم دانست که همه چیز از آن خدا و برایخداست و کاری ارزش دارد که برای رضای خدا باشد. انشا الله.
دوری از کشور و مردم و مبارزه در عالم هجرت بسیار سخت است. اما سخنی از کلام انقلابیترین چهره انقلابی جهان امام امت خمینی کبیر همواره برایم درسی و آویزه گوشم بوده است که فرمودند: حضور در صحنه، بزرگترین مبارزه است. آخرین امکانی که در جمهوری اسلامی برایم ممکن بود چیزی جز کلام بزرگ آن مرد بزرگ و توصیههای مقام معظم رهبری و ولیامر مسلمین نبوده و نیست.
خدا را سپاس میگذارم که مرا در عالم هجرت آشنای دوستان خدا محور، اسلامخواه و انساندوست نمود که محبتم را به نسبت عمل اسلامی، انسانی و عرفانی و اخلاقی که داشته و دارند افزون نمود که اگر چنانچه وجود مبارک آنها نبودند احتمال عکسالعمل شدنم را به نسبت سرگردانیهای ناشی از کاغذبازی و بروکراسیهای موجود در بخش ما مهاجرین آنهم بهخاطر قانونی زندگیکردن در سایه نظام اسلامی بیشتر نموده بود.
اما وجود مبارک آنها همانند گلهای معطر، تحمل نیش خار را بر من سهل و آسان میساخت.
برای تمامی فقرایی که فقر فرهنگی ندارند، اما فقر اقتصادی دارند. توصیه میکنم که فقر مرگ نیست اما سختی آن کمتر از سختی مرگ هم نیست. اما ترس از غنی بودن مالومنال مادی، بهمراتب بدتر از مرگ است.
هرچند بهظاهر منعکسکننده راحتی است. اما بدانید که فقر توأم با قناعت عزت آور دنیا و آخرت است.
اینجانب با اطمینان میگویم تلخی و بیچارگی و سختیهای ناشی از فقرا، گرچه همچون مرگ است اما آرامش و لذتی دارد که در حلاوت و شیرینی داراییهای سرسامآور امکانات نیست.
بناً فقر را در شرایطی که زندگی بخورونمیر ممکن باشد، استقبال کنید که در آن حکمتهای نهفته است که در غنی و ثروت نیست.
برای مبارزان اسلامی که در فقر زندگی میکنند و هدف والای اسلامی دارند. توصیه میکنم.
هدف والای انبیای الهی امر ایست همگانی اصل ایست اسلامی و نعمتی است بزرگ که هر کس توفیق درک آن را پیدا کرده نمیتواند.
مبارزان اسلامی باید قبول کنند که مبارزه برای تحقق اسلام و در راه اسلام پیچوخمهای زیادی دارد. از نقنق خانواده شروع میشود تا ممانعت دوستان و مخالفت جاهلان و دشمنی دشمنان اسلام و شکنجه و رنج مبارزان کمتجربه و شتابزده.
انقلاب اسلامی به رهبری بزرگمرد تاریخ امام خمینی راحل و هکذا رهبری شخص فهیم و صالح و دلسوز به اسلام و ولیامر مسلمین هرچند مشکلات و موانع خودش را تا تحقق اهداف اصلی آن در پیشرو دارد، بهصورت قطع مستلزم حمایت، تأیید و نگهداری میباشد. باید خود را قناعت بدهیم و بدانیم که ساختن یک نظام اسلامی پس از هزار و چند سال فاصله و دوری از اسلام ناب، کار ساده نیست و فکر کنیم که اگر ما باشیم چهکار میتوانیم بکنیم.
بناً هر نوع تخریب و تضعیف انقلاب اسلامی به هیچ نوع قابلقبول نبوده و منطقی نمیباشد. این به معنی تأیید ضعفهای که قابل جبران و جلوگیری است نمیباشد.
بناً کمترین کاری که یک مبارز میتواند بکند خویشتنداری است که میتواند داشته باشد. اگر چنانچه برایش سخت و دشوار است، بستر تربیت و تعلیم برای ارتقای افکار و اندیشه اسلامی هم ممکن و هم میسر است.
بناً هریک میتوانید در چهارچوب اهداف بزرگ تعلیموتربیت اسلامی فعالیت خویش را تا آنجا که ممکن است ادامه داده پیش بروید. زیرا وظیفه ما چیزی جز، تزکیه، تعلیموتربیت اسلامی نمیتوان باشد.
از خداوند موفقیت و توفیق شما را خواسته و بهحقتان دعا میکنم. امیدوارم این حقیر فقیر درمانده به دعای خیرتان را بخشیده و از یاد نبرید. امیدوارم غریب دیار جاویدان نباشم که غربت سخت است آنچه مایه امید من به رحمت خدا و درد غربت است وجود مبارک علی ابن موسیالرضاست که غریب الغربا و انیس الضعفاست.
دوستدار سفرکرده شما محمد رحیم افضلی



